فرار از گذشته – بخش آخر – ابولحسن بنی صدر : من خود از نویسندگان اصل ۱۱۰ ( ولایت فقیه ) بودم !

آقای بنی صدر ۳۰ و اندی سال است که ادعا میکند من از مخالفین اصل ۱۱۰ ولایت فقیه بودم . ایشان بعد از خلع شدن از قدرت و خارج شدن از ایران توسط جمهوری اهریمنی ولایت فقیه رئیس جمهور مخلوع نام گرفت . این جناب در تمامی گفتارها و مصاحبه ها با حالتی غرور آمیز ازین مخالفت سخن میگوید و با فراق خاطر درین باره داد سخن میدهد .

.

اما واقعیت چیست ؟ آیا همانی است که بنی صدر میگوید ؟ اما مدارک و اسناد چیز دیگری را نشان میدهد . آقای بنی صدر با توجه به اسناد ، نه تنها موافق ولایت فقیه بوده ، بلکه به آن رای هم داده است . این حقیقتی سانسور شده است که امروز به آن میپردازیم .

.

آقای بنیصدر میگوید که من خودم از نویسندگان اصل ۱۱۰ لایت فقیه بوده ام . این عکس ها بر گرفته از روزنامه های معاند ایشان نیست ، بلکه برگرفته از سایت انقلاب اسلامی خود ایشان است .

.

آخوند مکارم شیرازی میگوید : شاهد بوده است که آقای بنیصدر به ولایت اهریمنی فقیه رای مثبت داده است و او با چشم خود دیده است .

آخوند شیخ علی تهرانی مگوید : من و آقای بنی صدر هر دو به ولایت فقیه رای مثبت دادیم .

و در نهایت خودآقای بنی صدر که با افتخار در تیتر اول روزنامه خودش ، خود را از نویسندگان اصلی میداند که ایران مصیبت زده فعلی دستاورد آن دوران شوم است .

هدف این نوشتار  افشا کردن دروغی بزرگ است که ۳۰ سال است تکرار میشود و بواسطه آن تبدیل به اصلی لایتغر شده است . نسل جوان ایران حق دارد بنیانگذار اصلی که ایران را به این سیه روزی کشانیده را بشناسد و خود قضات کند . حتی این دروغ آنقدر تکرار شد که حتی طرفداران بنی صدر را هم به این باور واهی رسانید که ایشان نه تنها تدوین گر ارتجاع نبوده است ، بلکه مخالف آن هم بوده است .

.

خوب میدانم این اسناد را حتی بعضی از طرفداران بنی صدر هم ندیده اند !

Cafenadery.wordpress.com 2013-02-07 08_58_45-http___www.iran-archive 2013-02-07 09_06_26-http___www.iran-archive

.

زیر نویس : عکس کامل روزنامه را میتوانید اینجا ببینند

.

قسمت نخست

قسمت دوم

Advertisements

فرار از گذشته – بخش دوم – ابولحسن بنی صدر : توده مردم باید به درجه ای از شعور برسند که امام را بشناسند !

در نوشتار نخست  توضیح داده شد که نتیجه ۱۶ سال تحقیق و ممارست آقای ابولحسن بنی صدر کشفی بود بنام تئوری حکومت اسلامی وموازنه ها و گزارش به خمینی و گوشزد کردن خطر به قدرت رسیدن گروه های مخالف اسلام !

.

در بخش دوم به نظرات آقای بنی صدر درباره امام و امامت میپردازیم و اینکه نظر ایشان دربار امام و امامت چیست ؟

.

آقای بنی صدر میگوید » چون بعثت و انقلاب امری دائمی است پس امام و امامت هم امری دائمی خواهد بود ، اما امام نباید به تعلقات گروهی پایبند باشد !!

ایشان نقطه پایان انقلاب را ظهور امامی برخاسته از مردم میداند که در نهایت جامعه را رهبری میکند و از این امر به عنوان اصلی دائمی و غیر قابل تغییری نام میبرد که اعتبار آن جاودانگی است !!

.

اما پیش نیاز این انقلاب چیست ؟

به فرموده ایشان شعوری توده ای و مردمی که به آن درجه از کمال رسیده باشد که زمان را آبستن تولد امام کند !!

.

حال اگر مردم قیم و امام نخواستند تکلیفشان چیست ؟ به آن درجه از شعور نرسیده اند ؟؟

آیا ۱۶ سال تحقیق در خارج از کشور نتیجه اش باید ولایت فقیه باشد ؟

.

بر طبق همین آش شوری که ایشان برای مردم ایران پختند ، طرح ولایت فقیه را تدوین نموده و به اسم آزادی و دمکراسی و حکومت مردمی به خورد ملت دادند !

.

در بخش آخر به همراه سند گفته خواهد شد که آقای بنی صدر با دستان مبارک خود اصل ۱۱۰ ولایت فقیه را تدوین نموده و به واسطه آن اندک آزادی های برآمده از انقلابی بی سرانجام را به طرحی ارتجاعی مبادله کردند !

.

اینست حکایت ملتی که تاریخ خود را نشناسد و خود را در سرنوشت آیندگان خویش سهیم نداند . این ولایت فقیه گوارای کسانی باد که نا اندیشیده به راهی رفتند و از کسانی حمایت کردند که خود هنوز سره را از ناسره تشخیص نداده و خودشان اولین قربانیان آن دیوی شدند که با دستانشان از شیشه ۱۴۰۰ ساله بیرون آوردند !

.

2013-01-21 03_03_13-Clipboard 333 111

فرار از گذشته – بخش اول – کشف ابولحسن بنی صدر چه بود و در خارج از کشور چه کرد ؟

این اولین بار نیست که سایت انقلاب اسلامی آقای بنی صدر ، بنا به گفته خود ایشان که روزگاری مخالفان خود را به پیمودن راه معاویه متهم میکرد (۱) ، راه معاویه را در پیش گرفته و تهمت هایی ناروا به  اولین بنیانگذار دولت لائیک در تاریخ ایران ، زنده یاد دکتر شاپور بختیار نسبت داده است .

.

البته هر انسانی که دوستار مطالعه درباره شخصیت های تاریخی و عملکرد آنان باشد میتواند با اندک تحقیق به سرشت فکری و نگاه سیاسی ، سیاستمداران تاریخ خود پی ببرد .

.

این یادآوری تاریخی تقدیم به کسانی میشود که بعد از ۳۰ سال از گذشته سیاسی خود شرم دارند و توجیه عملکرد خود را در نفی عملکرد دیگران جستجو میکنند !

بسیار خنده آور است شنیدن این سخنان از قلم و زبان کسانی که نفی اسلام و خمینی و روحانیون ، نفی وجودی خودشان است ، امروز از سکولاریزم و لائیسیته قلابی سخن میگویند که در دل نه تنها به آن اعتقاد ندارند بلکه عملکردشان چیز دیگری را نشان میدهد . شما در کجای تاریخ سیاستمداری را میشناسید که لائیک باشد و ادعا کند حقوق بشر قرآنی ، از منشور حقوق بشر کامل ترست ؟

.

در هر حال این قسمت اول نوشتار به کشف بزرگ آقای بنی صدر در خارج از ایران و ممارست ۱۶ ساله ایشان در رابطه با تئوری حکومت اسلامی اختصاص دارد . این شخص در این عکس ها که بر گرفته از روزنامه خود ایشان است ، توضیح میدهد که چگونه تئوری حکومت اسلامی و موازنه ها را کشف کرده است و چگونه یکسال قبل از انقلاب در گزارشی به خمینی از ترس خود نسبت به قدرت گرفتن نیروهای مخالف اسلام را گوشزد میکند !!!

.

او به صراحت به لیبرالیسم و مارکسیسم میتازد و منطق آنها را منطق زور و زبان آنها را گنگ میداند !!

.

در بخشهای بعدی به  نفوذ روحانیون و اسلامگرایان افراطی و شخص خمینی در بقدرت رسیدن بنی صدر پرداخته خواهد شد .

cafenadery.wordpress.com xxx

.

۱) ابولحسن بنی صدر راه کسانی که قصد داشتند مابین او و به گفته خودش پدر معنویش (خمینی) جدایی بیندازند را ، راه معاویه تشبیه کرده بود

ابولحسن بنی صدر و تحریف تاریخ – بحران گروگان گیری ( بخش پایانی )

در بخش اول و دوم درباره بحران گروگانگیری و علت اصلی شکل گیری آن که همان استرداد شاه برای محاکمه و در نهایت اعدام انجام شده بود توضیح داده شد . اما چرا آقای بنی صدر در برنامه صدای آمریکا از گفتن تمام حقیقت اجتناب کرد ، این امری است که باید ایشان پاسخگو باشد .

.

اما آیا آقای بنی صدر و همفکران او و دانشجویان خط امام با راه انداختن غائله گروگانگیری و طرح کردن ۳ خواست که عبارت بود از :

۱) تحویل شاه برای محاکمه و بازگرداندن اموال او به ایران .

۲) آمریکا تعهد دهد که در امور داخلی ایران دخالت نکند و از ایران معذرت بخواهد .

۳) برای غائله گروگانگیری از ایران غرامت نگیرد .

چقدر موفق بوده اند ، باید در کمال تأسف گفت بعد از ۴۴۴ روز کش دادن گروگانگیری و فشاری که بمدت ۳۴ سال بر گرده ملت ایران گزارده اند ، غیر از یکی از مفاد و آنهم به صورت نیمه کاره ، آمریکا زیر بار هیچکدام از شروط ایران نرفت ، و با راه افتادن جنگ ایران و عراق ، ایران مجبور به آزادی گروگانها شد !

.

آمریکا فقط با قبول نیمی از یک شرط قید شده در بالا یعنی بازگرداندن فقط قسمتی ازاموال ایران در آمریکا مبلغی در حدود چند میلیارد دلار به دولت ایران پرداخت کرد و طومار غائله گروگانگیری بسته شد !

از آن روز تا به اکنون ایران تحت شدیدترین تحریمها قرار دارد ، دلار ۷ تومانی به بیش از ۳۵۰۰ تومان رسیده و پاسپورتی که روزی یکی از با ارزشمند ترین پاسپورتها بود امروز به یکی از بی ارزشمند ترین ها تبدیل شده .

و ایران تا بهمین امروز تاوانی به مراتب هزاران بار بیشتر از چند میلیارد دلار پرداخت کرده است !

ابولحسن بنی صدر و تحریف تاریخ – بحران گروگان گیری ( بخش دوم )

در بخش نخست توضیح داده شد که بحران گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا که به واقع یکی از شگفت انگیز ترین اشتباهات تاریخ معاصر ایران است ، چگونه با ۴ ماده پیشنهادی شورای انقلاب و وزارت خارجه وقت به مناقصه گزارده  شد .

.

مفاد پیشنهادی ایران برای پایان دادن به غائله گروگانگیری شامل ۴ بند از قرار زیر بود

۱) آمریکا از ایران بدلیل دخالتهای خود در ایران معذرت خواهی کند .

۲) آمریکا در برابر غائله گروگانگیری از دولت ایران تقاضای غرامت نکند .

۳) آمریکا متعهد شود که در امور داخلی ایران دخالت نکند

۴) شاه را به همراه اموال او برای محاکمه به ایران بازگرداند

.

همانگونه که در بخش نخست گفته شد ، آقای ابولحسن بنی صدر در مصاحبه با صدای آمریکا مهم ترین اصل و مرکز ثقل نزاع بین دولتین ایران و آمریکا را سانسور کرد و به ۳ اصل و ۵ اصل من درآوردی که همان ۳ اصل پیشین بود تقلیل داد .

.

اصل ۴ یا همان اصل استرداد شاه به ایران مهمترین و مناقشه انگیز ترین اصل در غائله گروگانگیری بود ، که ۴۴۴ روز بواسطه آن گروگانگیری بطول انجامید ، که خود سرآغازی شد برای جنگ خانمانسوز ایران و عراق . در این باره و ارتباط گروگانگیری با جنگ ۸ ساله را در نوشته ای جداگانه توضیح خواهم داد .

.

در این قسمت سعی شده  است تلاش آقای ابولحسن بنی صدر و آقای احمد سلامتیان و لابی گری آنها برای استرداد شاه ، در مجامع بین المللی را از دید خواندگان گرامی بگذرانم .

و اینکه ۴ اصل پیشنهادی برای پایان گروگانگیری چقدر موفق بود و کدام اصول قابلیت اجرایی پیدا کرد در بخش سوم  و آخر توضیح خواهم داد .

بدون شک آقای بنی صدر یکی از اصلی ترین عوامل بحران گروگانگیری هستند و باید درین بار به تاریخ پاسخگو باشند ، برنامه صدای آمریکا فرصت خوبی برای گفتن حقایق بود که متاسفانه ایشان با سانسور و فرافکنی ، خاک در چشم حقیقت پاشیدند و خود را به اصطلاح عوام از این ظلم به ملت ایران  تبرئه کردند .

.

.

ابولحسن بنی صدر و تحریف تاریخ – بحران گروگانگیری ( بخش نخست )

آنچه در زیر آورده شده صرفا در راستای روشنگری درباره فاجعه ای است که هنوز عوارض حاصله از آن بر شانه های نسل جوان سنگینی میکند . بحران گروگانگیری را میتوان اولین جرقه جنگ ایران و عراق و همچنین تحریمهای کمر شکن ۳۳ سال گذشته دانست .اشغال سفارت و  گروگانگیری عملی مردود و ناپسندی است که تمامی میثاق های ملی ، دیپلماتیک و حقوق بشری آنرا مذموم وغیر قابل دفاع میداند .

.

کنونت که امکان گفتار هست

بگو ای برادر به خیر و خوشی

که  فردا چو پیک اجل در رسد

به حکم طبیعت زبان در کشی

.

  • چندی پیش ابولحسن بنی صدر در مصاحبه با صدای امریکا ، در جواب سؤال مجری درباره بحران گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا مسایلی را مطرح کرد که اگر چه شبیه به واقعیت بود ، اما تمام حقیقت نبود . ایشان درباره اشغال سفارت و گروگانگیری چنان صحبت کرد که پنداری مسوول سایت انقلاب اسلامی ، عضو شورای انقلاب و نور چشمی امام و در نهایت سرپرست وزارت خارجه نه تنها نبوده . بلکه اصلا مخالف اینکار پلید بوده است !!

.

ابولحسن بنیصدر که چندی است از ریاست جمهوری مادام العمر خود استعفاء داده و اکنون در فرنگستان نقش کاتب بیطرف انقلاب را بازی میکند . واقعا باید آفرین گفت به این بیطرفی !!

بنیصدر در برنامه صدای امریکا گفت : ما ۳ طرح پیشنهاد دادیم برای حل ماجرای گروگانگیری

۱)آمریکا از مردم ایران معذرت خواهی کند و قول دهد در امور ما دخالت نکند .

۲)در برابر گروگانگیری و گروگانها غرامتی از ایران مطالبه نکند .

۳) آمریکا اموال و دارایی های شاه سابق را به ایران بازگرداند .

.

  • اما چرا بنی صدر علت اصلی ۴۴۴ روزه گروگانگیری را که بهای سنگینی را ملت ایران به خاطرش  پرداخت کرد را به پیشنهاد های بالا اضافه نمیکند ؟

آقای بنیصدر چرا سانسور ؟؟ چرا دربرنامه صدای امریکا اصلی ترین علت را نگفتید ؟؟ چرا رمزی کلارک و کارتر و کورت والد هایم باید بدانند اما نسل جوان ایران نه !!!

  • پیشنهاد ۴) که آقای بنی صدر از گفتن آن خجالت دارد در خواست استرداد شاه سابق به ایران بود که همواره با عدم موافقت آمریکا و جوامع حقوق بشری روبرو میشد .

آخر مگر میشود کسی بگوید من به روند محاکمه ناعادلانه زندانیان در جمهوری اسلامی و حکمهای غیر انسانی دادگاه های انقلاب اعتراض دارم و بعد خواهان استرداد شاه به ایران و محاکمه عادلانه او بدست خلخالی و قدوسی باشد ؟؟

بنی صدر حتی به محاکمه شاه در دادگاه های بین المللی هم رضایت نمیدهد و حتمن میخواهد او به ایران بیاید و بدست عدل اسلامی خلخالی محاکمه شود !!

عکسهایی که در زیر میبینید بر گرفته از روزنامه انقلاب اسلامی آقای بنی صدر است که در ۳ بخش تقدیم به خوانندگان گرامی میشود .

تاریخ و مردم ایران بهترین قاضی ها هستند .

نه باید تاریخ را تحریف کرد و نه مردم را نامحرم بحساب آورد .

.

بخت بازگشت جهالت به ایران / پاسخی به مغالطات علی کشتگر

انقلاب ۵۷ با تمامی بدبختی ها و واپسماندگی های مضاعفی که برای ایران و ملت ایران بهمراه داشت ، نمایانگر اوج ابتذال و برهنگی صد درصدی جامعه ایرانی بود . هنگامی که از جامعه ایرانی سخن میگوییم ، نباید تصور کرد انگشت این اتهام به سمت اندیشه یا فرد خاصی نشانه میرود . در این ویرانی و از هم گسیختگی فرهنگی و سیاسی جامعه ایرانی تمامی عوامل کار از شخص پادشاه تا روشنفکران و مردم عادی بیبهره نبوده اند . چه آن روشنفکرانی چپی که در سر هوای برقراری جامعه بیطبقه ای را داشتند که به اسم سوسیالیزم ، میانمایگی و سفاهت سالاری رابه طور مساوی در بین مردم رواج میدادند ، چه روحانیونی که با دستاویز مذهب و سوء استفاده از اعتقادات دینی مردم ، خواب و خیال دوران طلایی صدر اسلام و چادر نشینی را در سر میپرورانند و از همه بدتر پادشاهی که با طناب پوسیده مذهب و پر و بال دادن به دستاربندان مرتجع ، به جنگ با خطر کمونیستی شدن ایران رفته بود ، یعنی با طناب ارتجاع به جنگ ارتجاع رفته بود !

.

داریوش همایون علل اصلی شکست فرهنگی جامعه ایرانی را در ۳ پدیده اساسی خلاصه میکند .

۱- امام زاده سازی : عبارتست از تبدیل کردن سیاست به یک شعار و یک اسم . تلاش برای خلق کردن کربلایی مجدد ، برای اینکه حال و آینده همچنان در گروگان گذشته بماند و همچنان گذشته بازسازی شود .

.

۲- تئوری توطئه : یعنی نسبت دادن تمامی شکست ها به یک فرد خاص یا یک جریان خاص از بیگانه گرفته تا خودی ، مسوول دانستن یک چیز در شکستی که شاید دسته جمعی انجام شد باشد . که اگر درست میبود ، نه حافظ و نه مولوی و نه فردوسی که اتفاقن هر ۳ آنها از بطن جوامع استبداد زده بیرون آمدند میبودند و نه هیچ کشور تحت سلطه بیگانه ای از سلطه و استبداد رهایی پیدا میکرد .

.

۳- فرصت طلبی : یعنی نداشتن قدرت یا شعور ارجح دانستن سود آنی شخصی به سود دراز مدت جمعی .

.

آقای کشتگردر مقاله ای با عنوان بخت بازگشت نظام پادشاهی ، آن ۳ اندیشه ویرانگر هنوز در افکار و گفتارش موج میزند .

این جناب با دستاویز به پدیده امام زاده سازی سعی در خلق حماسه ای کربلا گونه از ۲۸ مرداد است و داد سخن از شبکه های جاسوسی حمایت بیگانگان در سرنگون کردن دولت مرحوم مصدق میزند ، اما نیمی از تاریخ را نجویده قورت داده و از سهم گروههای چپ و هم اندیشه خود و روحانیون در سرنگون کردن دولت مصدق چیزی نمیگوید !

حافظه تاریخی ملت هنوز آن سیرک زنده باد مصدق و ۳ ساعت بعد مرگ بر مصدق چپی ها و توده ای ها را از یاد نبرده است !

.

ایشان میگوید «اگر شاه بجای سرکوب ، فضای سیاسی را باز میکرد آیا باز هم رهبری بدست خمینی می افتاد ؟ »

.

چه کسی هست که نداند نفوذ روحانیون در عرصه سیاسی حرف امروز و دیروز نیست ، از میرزای شیرازی در جریان تحریم تنباکو گرفته تا مشروطه  که چندین روحانی صاحب نام از قبیل آخوند خراسانی در صدر آن حضور فعال داشتند تا انقلاب ۵۷ و تا همین امروز وجود روحانیون مخالف نظام یا دست کم معترض به آن . آنزمانها هم در مقابل تفکرات فضل الله نوری و خمینی ، تفکرات آیت الله نائینی هم بود ، چرا شما و مخالفان شاه میبایست به آغوش خمینی و تفکرات ارتجاعی او پناه میبرد ؟ این دلیل خوبی برای سرپوش گذاشتن بر ابتذال جامعه ایران نیست .

.

در اینکه شاه از آخوند گمنامی ماند خمینی آیت الله و مرجع تقلید بی بدیلی ساخت هیچ شکی نیست . اگر آنزمان که او را به ترکیه فرستاد که زیر سلطه آتاترک بود از برکه به دریای نجف نمی انداخت شاید وضع ما این نبود ، اما فراموش نکنیم از آنطرف دیگر هم دانشجویانی که با بورس تحصیلی همان شاه به خارج از ایران رفته بودند و قرار بود برای آبادی ایران بکوشند ، کم آوازه آیت الله را در برابر رسانه های بیگانه و غربی دربوق و کرنا نکردند ، و در آخر هم امام زاده ساخته دست فرنگ را به موج آزادی خواهی مردم تحمیل نمودند .

بقول ایرج میرزا دگر بار مهار از دست در رفت

مرا دیگ سخن جوشید و سر رفت

.

بازگردیم به صحبتهای آن جناب

ایشان فرموده اند که «رضا پهلوی منکر کودتای ۲۸ مرداد است «

درصورتی که او بارها گفته است ۲۸ مرداد برای من تجربه است . یعنی اگر آن زمان ما قوه قضاییه مستقلی میداشتیم ، میتوانست بیطرف مابین شاه و نخست وزیر اقامه دعوی کند . این  خود صحت گذاردن ایشان بر نبود دستگاهی مستقل و استبداد آن دوره است ، بیش از این چه بگوید که شما را خوش بیاید ؟

رضا پهلوی هیچگاه کودتای ۲۸ مرداد را منکر نشده ، و میگوید قضاوت آن با مردم و تاریخ آینده ، حال اگر شما قضاوت درست تاریخ را درباره کودتای ۲۸ مرداد باور دارید ، نگران چه هستید ؟

آقای کشتگر به مصاحبه رضا پهلوی با مسیح علی نژاد اشاره کرده و فرمودند » رضا پهلوی گفته است گناه پدر را بر پسر ننویسید «

اولن باید توصیه کنم ایشان یکبار دیگر مصاحبه را ببینند . این خانم علی نژاد است که میگوید گناه پدر را بر پسر نمینویسند ، نه رضا پهلوی !

جناب کشتگر بجای اینکه سعی بر این داشته باشد که از قسم ۳۰ سال پیش رضا پهلوی کربلایی دیگر بسازد بهتر است اندیشه های امروز او را مروری نموده و بر آن نقدی بدون مغلطه و گذشته را به حال تعمیم دادن بنوییسد که دست کم برای نسل جوان امروز مفید و قابل استفاده باشد .

.

رضا پهلوی بارها اعلام نموده که امروز هدف من به عنوان یک ایرانی رسیدن به یک انتخابات آزاد و دمکراتیک بر طبق موازین جهان شمول حقوق بشر ، برای تعیین نوع حکومت آینده است و نه چیز بیشتر . او بارها اعلام نموده که در فردای آزاد ایران این مردم ایران هستند که جایگاه او را تعیین میکنند .

جناب کشتگر اجازه دهید اگر قرار است نهاد پادشاهی برای همیشه از ایران و تفکر سیاسی ایران حذف شود ، در یک انتخابات آزاد و دمکراتیک باشد ، ولاغیر .

در ایران هر دو نهاد پادشاهی و جمهوری امتحان خود را پس داده و هر دو رفوزه شده اند ، در حقیقت ما رفوزه شده ایم !

نه پادشاهی میل به استبداد دارد و نه جمهوری ، این ما هستیم که هم مستبدییم و هم میل به استبداد داریم . تضمین دمکرات بودن یک جامعه را نهاد سلطنت و جمهوری به مردم نمیدهند ، این مردم هستند که باید تضمین دمکرات بودن جمهوری یا پادشاهی را هم به خود و هم به سیستم مورد نظر خود بدهند . تا ما خودمان را از چنگال دیکتاتوری و بنده واری نرهانیم ، نمیتوانیم داعیه ی حکومت غیر دییکتاتوری و بنده وار را داشته باشیم .

.

در ادامه فرموده اید که» نهاد ها غیر قابل بازگشتند » . اصول این عقیده را با شما هم نظرم . اما بد نیست شما هم یک مطالعه درباره کشوراسپانیا و بازگشت پادشاهی ، بعد از دیکتاتوری جمهوری فرانکو داشته باشید .

و باز فرموده اید » هر حزب و هر گروه و فرقه سياسی آنگاه که در قدرت است ماهيت واقعی خود را برملا می سازد و آنگاه که از قدرت به زير می آيد طبعا رنگ مطلوب اپوزيسيون به خود می گيرد. «

که اگر اینجور باشد شما و حزبتان که جنگ مسلحانه و چریکی و آدم ربایی در پرونده سیاسی خود داشتید ، ماهیت شما در زمان به قدرت رسیدن اندیشه تان چه میتوانست باشد ؟!

فرموده اید «» به عنوان يک ايرانی مدافع آزادی های بی حدوحصر سياسی از آزادی کامل احزاب طرفدار سلطنت در جمهوری آينده دفاع می کنم.»»

.

شما لطف نموده قبل از انتخابات آزاد برای مردم نسخه نپیچید . شما همان طرفدار آزادی همه احزاب و انتخابات آزاد و حقوق بشر باشید ، دفاع از احزاب سلطنت پیشکش .

.

این را هم برای مزاح میگویم . نوشته اید که » بازرگان در زمان انقلاب میگفت که نگویید خمینی انقلاب کرد ، این شاه بود که انقلاب کرد » و از آن به عنوان طنز نام بردید .

.

مرحوم بازرگان در زمان انقلاب طنز های دیگری هم گفت

او گفت : ما دعا کردیم باران بیاید ، سیل آمد !

همچنین در زمانی که جبهه ملی بدستور خمینی مرتد اعلام شد گفت : ما از دار دنیا یک زن حلال داشتیم ، آنرا هم آقای خمینی حرام کرد !

درهرحال ای زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند .

.

پاینده باشید .