فرار از گذشته – بخش اول – کشف ابولحسن بنی صدر چه بود و در خارج از کشور چه کرد ؟

این اولین بار نیست که سایت انقلاب اسلامی آقای بنی صدر ، بنا به گفته خود ایشان که روزگاری مخالفان خود را به پیمودن راه معاویه متهم میکرد (۱) ، راه معاویه را در پیش گرفته و تهمت هایی ناروا به  اولین بنیانگذار دولت لائیک در تاریخ ایران ، زنده یاد دکتر شاپور بختیار نسبت داده است .

.

البته هر انسانی که دوستار مطالعه درباره شخصیت های تاریخی و عملکرد آنان باشد میتواند با اندک تحقیق به سرشت فکری و نگاه سیاسی ، سیاستمداران تاریخ خود پی ببرد .

.

این یادآوری تاریخی تقدیم به کسانی میشود که بعد از ۳۰ سال از گذشته سیاسی خود شرم دارند و توجیه عملکرد خود را در نفی عملکرد دیگران جستجو میکنند !

بسیار خنده آور است شنیدن این سخنان از قلم و زبان کسانی که نفی اسلام و خمینی و روحانیون ، نفی وجودی خودشان است ، امروز از سکولاریزم و لائیسیته قلابی سخن میگویند که در دل نه تنها به آن اعتقاد ندارند بلکه عملکردشان چیز دیگری را نشان میدهد . شما در کجای تاریخ سیاستمداری را میشناسید که لائیک باشد و ادعا کند حقوق بشر قرآنی ، از منشور حقوق بشر کامل ترست ؟

.

در هر حال این قسمت اول نوشتار به کشف بزرگ آقای بنی صدر در خارج از ایران و ممارست ۱۶ ساله ایشان در رابطه با تئوری حکومت اسلامی اختصاص دارد . این شخص در این عکس ها که بر گرفته از روزنامه خود ایشان است ، توضیح میدهد که چگونه تئوری حکومت اسلامی و موازنه ها را کشف کرده است و چگونه یکسال قبل از انقلاب در گزارشی به خمینی از ترس خود نسبت به قدرت گرفتن نیروهای مخالف اسلام را گوشزد میکند !!!

.

او به صراحت به لیبرالیسم و مارکسیسم میتازد و منطق آنها را منطق زور و زبان آنها را گنگ میداند !!

.

در بخشهای بعدی به  نفوذ روحانیون و اسلامگرایان افراطی و شخص خمینی در بقدرت رسیدن بنی صدر پرداخته خواهد شد .

cafenadery.wordpress.com xxx

.

۱) ابولحسن بنی صدر راه کسانی که قصد داشتند مابین او و به گفته خودش پدر معنویش (خمینی) جدایی بیندازند را ، راه معاویه تشبیه کرده بود

دكتر بختيار: اگر خمينی كشته شده بود آنوقت شما می دیدید كه مردم ايران تا چند سال برای يك جنايتكار اشك ميريختند و سينه ميزدند

كشتن خمينی خيلی آسان بود ولی هيچ كس نميخواست خمينی را بكشد. چظور سپهبد تيمور بختيار را ساواك ميتواست در عراق بكشد و آقای خمينی را نميتوانست بكشد؟ اينكه از آن زمان. زمانی هم كه بنده عرض كردم خيلی آسان بود. بهمين آقای ربيعی ميتوانستم بگويم طياره اش را سرنگون كند. اگر او نميكرد وسائل ديگری بود كه بكنيم. ولی آنوقت عوض سه سال و سی سال، سيصد سال ما در عزای اين امام مظلومان بوديم. هيچوقت نبايد يك ابله جانی را مظلوم كرد. اشتباهاتی كه سلاطين و سران دولتها ميكنند اينست كه اشخاص كوچكی را زجر و شكنجه ميدهند و به يك درجه ای ميرسانند كه اين افراد پيغمبر ميشوند و امام ميشوند. در هر صورت مقدس ميشوند و در ذهن مردم درجه والائی ميگيرند. اگر خمينی كشته شده بود آنوقت شما ميديديد كه مردم ايران تا چند سال برای يك جنايتكار اشك ميريختند و سينه ميزدند. ولی حالا روزی كه اين جنايتكار از بين برود مردم ايران با اين همه بلائی كه بسرشان آمده شادی و پايكوبی خواهند كرد .

.

شايد يك مقداری ملت ما، با تمام گرفتاريهائی كه دارد، مستحق بود كه يك خمينی را هم ببيند و بيدار بشود، يواش يواش بفهمد كه حرمت قانون و آزادی خود و ديگران بايستی در مملكت يك روزی بنيانگذاری بشود. و اما راجع به اين مسئله ای كه گفتيد، چند نفر از دوستان ايشان بمن رجوع كردند كه ايشان تأمين جانی دارد يا ندارد. بنده گفتم كه من دستور داده ام تا فرودگاه مهرآباد و آمدن در سالن، قوای انتظامی برای حفاظت همه مردم باشند. ولی اگر از آنجا رفت بيرون و هر جا كه خواست برود، حفظ امنيت ايشان با وضعی كه در اين ايام هست برای من مشكل است كه قبول بكنم. فكر ميكردم اگر يك افسری، يك مأمور ساواكی يا يك آدمی كه بهر علت با خمينی خرده حسابی داشته باشد،‌ بهر دليل و تقدير، پای طياره او را بكشد باز ما شايد به فاجعه يك حمق مطلق برای چند قرن مبتلا ميشديم. اين بود كه موافقت نكردم و گفتم قوای انتظامی حفاظت ايشان را تا فرودگاه و تا سالن فرودگاه خواهند داشت. بعد هم آنها از من خواستند يك هلی كوپتر به ايشان بدهم كه با هلی كوپتر به بهشت زهرا برود. ولی از آنجا كه آمد بيرون حفاظتش مطلقاً با ما نبود. همان آخوندها، همان بازاريها كه بعضی هايشان هم بعد تير باران شدند بعضی هاشان در اروپا امروز گريه و زاری ميكنند و يا پی يك رهبر ديگر ميروند كه ايران را نجات بدهند، همان ها يك كميته ای درست كرده بودند كه اين كارها را انجام ميداد .

.

منتهای مراتب بعد از سه سال اين استدلالها و اين صحبت ها خيلی آسان است – مردم بقدری بر افروخته بودند،‌ مردم بقدری ملتهب بودند،‌ مردم بقدری در وجود اين آدم يك چيزی كه هيچوقت نداشت ميديدند كه ميتوانست اطمينان داشته باشد كه امنيت جانی دارد و معهذا من ترتيب ديگری هم دادم چون احتمال ميرفت كه خود اين آقايان يك عده ای را بفرستند، حالا كشتن نه، ولی برای محاصره خانه و فحش و انداختن نارنجك و غيره برای بدنام كردن دولت، من به مرحوم سپهبد رحيمی دستور دادم كه تا يك كيلومتری خانه ايشان قوای انتظامی را عقب بكشيد آنجا يك خط محاصره يك كيلومتری دور خانه برقرار باشد كه تنها كسانی كه بطور عادی به ديد و بازديد ميروند بروند ولی نگذاريد بلوا ايجاد بشود. اين سياست ما بود بطور كلی با ايشان وقتی كه وارد ايران شد. از همان روز اول ماهيت خودش را با اراجيفی مثل توی دهن اين ميزنم و لگد ميزنم و چه ميكنم و اينجور حرفها نشان داد .

.

مصاحبه رادیويى با دکتر شاپور بختیار ۱۳۶۰

بخش بازخوانی تاریخ کافه نادری متوقف شد

 به توصیه یکی از دوستان که با من تماس گرفت ، تصمیم گرفتم بخش بازخوانی را که البته با استقبال کم نظیری هم روبرو شد و نشان گر عطش جامعه امروزی در بیان حقیقت بود را ، در همین ۴ قسمت متوقف کنم .
.
دوستم گفت یکی از ایراداتی که تو به بنی صدر و بنی صدرییون گرفته ای کشتن آلترناتیو هاست ، کاری که به واقع این آدم و حوارییونش به صورت کاملا حساب شده  دارند انجام میدهند ، اما اگر تو به این کار ادامه دهی ، تنها کسی را که شاد میکنی رژیم ملایانی است که همین بنی صدر به ما تحمیل کرده است .
.
جواب من بعد از مقادیری فکر کردن به این نازنین این بود : حرف حساب جواب ندارد .
.
این بازخوانی تاریخ در ۱۸ قسمت و ۵ مقاله که خودم قرار بود بنویسم تهیه شد حتی یک مقاله را هم نوشتم با این عنوان » خمینی میتوانست تا ابد در ماه بماند اما … » . مطمئن بودم که اگر به این کار ادامه دهم با توجه به ۴ قسمت گذشته استقبال کم نظیری از آن میشود ، اما بقول شاعر من و دل گر فنا شویم چه باک / غرض اندر میان سلامت اوست »  ایران مهم تر است .
.
بعد از ورود هواپیمای حاوی هیچ انباشته از پوچ خمینی ، صدای آزادی خواهی شاپور بختیار در میان عوعوى تاریک اندیشان و ماموران سقوط ایران به قرون وسطی گم شد ، اما هر چه بیشتر از آن لحظه شوم تاریخی که بر میهنمان گذشت ،  میگذرد ، نقش شاپور بختیار ، و خیالهای لائیسیته  و هشدارهای او پرامون خطر حکومت دستاربندان بیشتر تجلی کرده و حتی مخالفان او را به این باور رسانیده که اگر چه تصمیم بختیار برای پذیرفتن نخست وزیری بهترین تصمیم نبود ، اما تنها تصمیم و تاریخی ترین تصمیم برای نجات ایران بود .
.
و اما کسانی که بعد از گذشت بیش از ۲۰ سال هنوز از سر بریده او میترسند ، خوب بدانند که تاریخ بهترین قاضی هاست ، هرچند اگر فریب خوردگان سیاسی و واپسماندگان رژیم خمینی بخواهند ، به صورت عروس زیبای حقیقت چنگ بیندازند .
.
زنده و جاوید باد یاد و خاطره شاپور بختیار و این کلام همیشگیش که گفت :
ایران هرگز نخواهد مرد

نظر دکتر شاپور بختیار درباره ابولحسن بنی صدر و پاسخگویی به خبرنگاران خارجی

با مردگان خوش مروت کنید از آنک ، او نیست تا جواب شما را بیاورد " بهار "

 بازخوانی تاریخ ( قسمت چهارم )

.

انگليسی ها و آمريکايی ها از دوران گذشتهٌ  بنی صدر ، از زمانی که اين دانشجوی مادام العمر با ول گشتن در کارتيه لاتن کفش پاره می کرد ، اين تصور را پيدا کرده بودند که چون او از ديگر مخلوقات خمينی سست عنصرتر است می توان از او استفاده ای برد . به همين دليل در ماجرای گروگان گيری سفارت آمريکا چشم اميد به او دوختند . من برخلاف تصور می کنم که بنی صدر از بقيهٌ اين گروه خطرناک تر بود . وفاداريش به خمينی تا آخرين لحظه دوام داشت . می گفت هر چه امام بگوید من میپذیرم .
.
اين شخص حتی از برطرف کردن نيازهای اوليه زندگی روزمره عاجز بود . می گفت ربح با اسلام مغاير است و برای اثبات پايبندی به حرفهايش می بايست بهره و سود بانکی را برمیچیید .  برای فرار از اين دور تسلسل ، ناگزير به يک رشته بند بازی ذهنی محيرالعقول رو آورد .
.
بنی صدر، در جريانی که ايران را به سمت ديکتاتوری و ويرانی فعلی برد، عاملی تعيين کننده ومؤثر بود . در طول دوسالی که به ويرانگری مشغول بود ، همه اين فرصت را يافتند که او را بشناسند . به عنوان رئيس شورای انقلاب مسئول انتخاب خلخالی شکنجه گر است ، اين آيشمن ايران ، کسی که قبل از گرفتن جواز آدمکشی به ( صادق گربه کش ) معروف بود . او به سخيف ترين بهانه ها : زنا ، همجنس بازی ، اعتياد… عدهٌ بی شماری را اعدام کرد . آيا می شود مدعی شد که بنی صدر از اين قضايا بی اطلاع بود ؟ چطور می توان چنين ادعايی را پذيرفت ؟ کمال بی شرمی است که پس از اين اتفاقات بنی صدر هنوز از » حرمت انسانی » حرف می زند . بايد حقيقت را پذيرفت . در بارهٌ خمينی ، که کسی در اول ، او را نمی شناخت ، می شد دچار اشتباه شد ، ولی درمورد بنی صدر محلی برای اشتباه نمانده است !
.
شاهکارهای او به نتايجی انجاميد که می دانيم تا بالأخره اين جادوگر ناشی از چنگ غولی که خود از شيشه برون آورده بود ، گريخت . در اين باره خبرنگاران راديويی و تلويزيونی با من مصاحبه کردند و از من پرسيدند که آيا حاضرم با بنی صدر همکاری کنم ، جواب من اين بود : اگر در ۱۹۴۳ » لاوال » به الجزيره پناهنده می شد و می گفت این پیرمرد پتن شورش را در آورده من دیگر آماده ام که با شما همکاری کنم دوگل بدون ترديد او را محاکمه می کرد و به جوخهٌ آتش می سپرد . چطور حتی برای يک لحظه تصور می کنيد که من بتوانم با همدست خمينی و معمار آن رژيم همکاری کنم ؟ او پليدترين فرزند انقلاب خمينی است ؛ انقلابی که خود آتش بيار آن نيز بوده است .
.
شاپور بختیار ، یکرنگی صفحه ۱۴۱
.
.
پی نوشت : لاوال ( پی یر ) سياستمدار فرانسوی که از سال ۱۹۱۴  تا سال ۱۹۳۶ به دفعات به نمايندگی مجلس و سنای – فرانسه انتخاب شد ، چند بار به وزارت و در دو نوبت نيز به مقام نخست وزيری رسيد . لاوال پس از شکست فرانسه در سال۱۹۴۰ معاونت مارشال پتن را برعهده گرفت . گرايشی آشکار به نازی ها داشت و براثر فشار واعمال نفوذ آنان هم مدت ها برسر کار باقی ماند . ملاقات پتن و هيتلر را لاوال ترتيب داد . وی در سال ۱۹۴۵ در اتريش دستگير شد و در فرانسه محکوم به اعدام گشت .

اعلامیه تاریخی شاپور بختیار در مورد جنگ ایران و عراق

با مردگان خویش مروت کنید از آنک ، او نیست تا جواب شما را بیاورد " بهار "

باز خوانی تاریخ ( قسمت دوم )

.

متن اعلامیه :  در شرایط ناگوار و خطیری که ملت قهرمان ایران در حال مبارزه علیه حکومت سیاه و استبدادی خمینی است، تحریکات مستمر و مغرضانه رژیم روحانی نمایان در تحمیل حکومت خود از یک سو و دخالت در امور سایر کشورها از سوی دیگر به دولت عراق امکان داده است تا با استفاده از آشفتگی حاکم بر کشور به خاک میهن عزیز ما حمله ور گردد و مصیبت تازه ای برای مردم ستم دیده ایران ببار آورد. با درود فراوان به ارتش دلیر ایران که علیرغم همه نامردمیها و بی عدالتی های رژیم غاصب خمینی در برابر تجاوز بیگانه مردانه قد بر افراشته و جان بر کف از خاک وطن دفاع می کنند و همچنین با درود به مردم شجاع و از جان گذشته ایکه همدوش ارتش خود، در این جنگ میهنی شرکت نموده اند، آمادگی خود را، همانطور که قبلا هم اعلام داشته ام، جهت بکار بردن کلیه امکاناتی که در اختیار دارم به منظور دفاع از تمامیت ارضی و استقلال میهنم اعلام میدارد. دکتر شاپور بختیار – پاریس 21 مهرماه 1359

.

اعلامیه دکتر شاپور بختیار–پاریس 21 مهرماه 1359 مرغ توفان، صفحه 164

خاطره ای دردناک از دکتر شاپور بختیار درباره جریانات روشنفکر نمای انقلاب ۵۷

با مردگان خویش مروت کنید از آنک
او نیست تا جواب شما را بیاورد  » بهار «
.
بازخوانی تاریخ ( قسمت اول )
.
سؤال : هنگامی که شما نخست وزیر شدید ، تا چه اندازه از زد و بند ها و فعل و انفعالات نوفل لوشاتو خبر داشتید ؟
.
دکتر بختیار : من مامور اطلاعاتی در نوفل لوشاتو نداشتم ولی میدانم که عده زیادی از ایرانیها ، عده ای دانشجو و عده ای از کسانی که دگرگونی میخواستند و در وجود خمینی بدلیل اینکه این آدم سالیان دراز تبعيد شده بود ، یک قسم نقطه اتکا پیدا کرده بودند . کسانی هم برای کنجکاوی میآمدند و ایشان را میدیدند ، من تقریبا تا یک ماه قبل از آن حتی صدای او را نشنیده بودم یعنی هیچ نواری از او نشنیده بودم .
.
اما اگر درد را بخواهید ، نوفل لوشاتو نبود . افرادی بودند که میآمدند آنجا ، یک عده برای اینکه خودنمایی کنند و عده ای هم میآمدند که بگویند در این جریانات خدمت امام رسیدیم ، که اگر کارش گرفت از این نمد کلاهی ببرند .
.
ولی در این میان آن دسته که بيعتشان با خمینی واقعا بزرگترین خیانت به ملت ایران بود ، دسته ای است که به روشنفکر معروف بودند . لفظ خیانت را استفاده میکنم ، چون باور دارم خیانت از آن روشنفکرانی بود که تشخیص ندادند و صلاحيت این تشخیص را داشتند ، که وقتی انسان طرفدار دموکراسی و آزادی و دانش شد ، وقتی خواست مملکت را از دیکتاتوری و از متحجر بودن بیرون بکشد ، نباید دست به دامن آخوند بزند .
.
روزی ۳۲ استاد دانشگاه ، که حالا یا پاکسازی شده اند یا در زندان هستند یا منفصل از کار هستند ، در کتابخانه خود من جمع شده بودند . ۳۰ نفر آنها موافق دخالت خمینی در امور سیاسی بودند و تنها ۲ نفر مخالف !!
.
این مساله را کوچک نگیرید . آن افرادی که عامى بودند و تربیت سیاسی نداشتند گناهی نکردند . گناهکار آن افرادی بودند که وظیفه و وسیله داشتند مردم را روشن بکنند و نکردند . حکومت شاه بد بود ؟ مسلما بد بود . قانون زیر پا گذاشته میشد ؟ مسلما اینطور بود . باید یک دگرگونی در مملکت میشد ؟ مسلما میبایست میشد . اما نه دفع بد به بدتر !
.
.
شاپور بختیار سی و هفت روز پس از ۳۷ سال ، ص ۳۲

گزیده هایی از شعارهای انقلابی بر عليه دولت زنده یاد شاپور بختیار » قضاوت با شما «

ما بچه‌هاي اميرآباد هستيم

شـاه را بـه طـويلـه بسـتيـم

از بـس كه عرعـر كرد

بختـيار رو خــر كــرد

بختـيار شيـره‌كـــش

بايـد بـــره مـراكـش

اين است شعار بختيار

منـقل و وافـور رو بیار

*****

بخـتيـار، بخـتيـار، ز خـوبيـت دم مـزن

مي‌شناسند تو را ز كودك و مرد و زن

نـه مـرغ طـوفـانـي، ‌نـه مــوج دريـايــي

تو گرگ خونخـواري، تـو نوكـر شـاهي

*****

ايـن دولـت بخـتيـار دولت ظلم و زور است

با بـودن پهلـوي نخسـت وزير مـزدور است

*****

بختيـار بي‌غيرت

بگيـرد جان تو ملت

ولي آهسته آهسته

ز خلق ايران هش‍‍‍ـدار

به شاهپور بخــــتيار

تـاجـر سـرمـــايه‌دار

ناجي شاه خونخــوار

نمي‌دهيـم اختيــــار

مرگ به هر سازشكار

*****

اي خميـني تـويي رهنـماي مـا

رهـبــــر زنـــده و بــا وفـــاي مـــا

برلبم اين سرود، برخميني درود

مرگ بر بختيار نوكر جـيره‌خوار

مي‌كشيـم مـا هـمـه انتـظـار تـو

مي‌كنـيـم جمـلـگي جـان نثـار تـو

برلبم اين سرود، برخميني درود

مرگ بر بختيار، نوكر جيره خوار

*****

كابيـنـه بختـيـار نابـود بايـد گردد

جمهوري اسلامي ايجاد بايد گردد

*****

نه شاه مي‌خوايم نه بختيار

رهبـر مي‌خـوايم با اختيـار

مـرگ بـر شـاه و بخـتيــار

نه شاه مي‌‌خوايم نه بختيار

خمـيـنيـه صـاحـب اختـيـار

مـرگ بـر شـاه و بـخـتـيـار

*****

بختيـار، تـو عصـاي ضحاكي

برو گمشو‌ اي نوكر ترياكي

مرگ بر بختيار

نوكر بي‌اختيار منافق تازه‌كار

*****

بختيـار، تـو عصـاي ضحاكي

ما مسلمين پيوسته در جوش و خروشيم

ما جز خميني، رهبر نداريم

فرمـانروايي، ديگـر نـداريم

از هـمـت او ســـرفــرازيــم

منتخب او را ما قبول داريم

*****

ما مي‌گيم شاه نمي‌خوايم نخست وزير عوض ميشه

ما مي‌گيـم خـر نمي‌خـوايم، پالون خر عوض ميـشه

نه شـاه مي‌خـوايم نه شاهپور لعـنت به هر دو مـزدور