ابولحسن بنی صدر و تحریف تاریخ – بحران گروگان گیری ( بخش پایانی )

در بخش اول و دوم درباره بحران گروگانگیری و علت اصلی شکل گیری آن که همان استرداد شاه برای محاکمه و در نهایت اعدام انجام شده بود توضیح داده شد . اما چرا آقای بنی صدر در برنامه صدای آمریکا از گفتن تمام حقیقت اجتناب کرد ، این امری است که باید ایشان پاسخگو باشد .

.

اما آیا آقای بنی صدر و همفکران او و دانشجویان خط امام با راه انداختن غائله گروگانگیری و طرح کردن ۳ خواست که عبارت بود از :

۱) تحویل شاه برای محاکمه و بازگرداندن اموال او به ایران .

۲) آمریکا تعهد دهد که در امور داخلی ایران دخالت نکند و از ایران معذرت بخواهد .

۳) برای غائله گروگانگیری از ایران غرامت نگیرد .

چقدر موفق بوده اند ، باید در کمال تأسف گفت بعد از ۴۴۴ روز کش دادن گروگانگیری و فشاری که بمدت ۳۴ سال بر گرده ملت ایران گزارده اند ، غیر از یکی از مفاد و آنهم به صورت نیمه کاره ، آمریکا زیر بار هیچکدام از شروط ایران نرفت ، و با راه افتادن جنگ ایران و عراق ، ایران مجبور به آزادی گروگانها شد !

.

آمریکا فقط با قبول نیمی از یک شرط قید شده در بالا یعنی بازگرداندن فقط قسمتی ازاموال ایران در آمریکا مبلغی در حدود چند میلیارد دلار به دولت ایران پرداخت کرد و طومار غائله گروگانگیری بسته شد !

از آن روز تا به اکنون ایران تحت شدیدترین تحریمها قرار دارد ، دلار ۷ تومانی به بیش از ۳۵۰۰ تومان رسیده و پاسپورتی که روزی یکی از با ارزشمند ترین پاسپورتها بود امروز به یکی از بی ارزشمند ترین ها تبدیل شده .

و ایران تا بهمین امروز تاوانی به مراتب هزاران بار بیشتر از چند میلیارد دلار پرداخت کرده است !

Advertisements

ابولحسن بنی صدر و تحریف تاریخ – بحران گروگانگیری ( بخش نخست )

آنچه در زیر آورده شده صرفا در راستای روشنگری درباره فاجعه ای است که هنوز عوارض حاصله از آن بر شانه های نسل جوان سنگینی میکند . بحران گروگانگیری را میتوان اولین جرقه جنگ ایران و عراق و همچنین تحریمهای کمر شکن ۳۳ سال گذشته دانست .اشغال سفارت و  گروگانگیری عملی مردود و ناپسندی است که تمامی میثاق های ملی ، دیپلماتیک و حقوق بشری آنرا مذموم وغیر قابل دفاع میداند .

.

کنونت که امکان گفتار هست

بگو ای برادر به خیر و خوشی

که  فردا چو پیک اجل در رسد

به حکم طبیعت زبان در کشی

.

  • چندی پیش ابولحسن بنی صدر در مصاحبه با صدای امریکا ، در جواب سؤال مجری درباره بحران گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا مسایلی را مطرح کرد که اگر چه شبیه به واقعیت بود ، اما تمام حقیقت نبود . ایشان درباره اشغال سفارت و گروگانگیری چنان صحبت کرد که پنداری مسوول سایت انقلاب اسلامی ، عضو شورای انقلاب و نور چشمی امام و در نهایت سرپرست وزارت خارجه نه تنها نبوده . بلکه اصلا مخالف اینکار پلید بوده است !!

.

ابولحسن بنیصدر که چندی است از ریاست جمهوری مادام العمر خود استعفاء داده و اکنون در فرنگستان نقش کاتب بیطرف انقلاب را بازی میکند . واقعا باید آفرین گفت به این بیطرفی !!

بنیصدر در برنامه صدای امریکا گفت : ما ۳ طرح پیشنهاد دادیم برای حل ماجرای گروگانگیری

۱)آمریکا از مردم ایران معذرت خواهی کند و قول دهد در امور ما دخالت نکند .

۲)در برابر گروگانگیری و گروگانها غرامتی از ایران مطالبه نکند .

۳) آمریکا اموال و دارایی های شاه سابق را به ایران بازگرداند .

.

  • اما چرا بنی صدر علت اصلی ۴۴۴ روزه گروگانگیری را که بهای سنگینی را ملت ایران به خاطرش  پرداخت کرد را به پیشنهاد های بالا اضافه نمیکند ؟

آقای بنیصدر چرا سانسور ؟؟ چرا دربرنامه صدای امریکا اصلی ترین علت را نگفتید ؟؟ چرا رمزی کلارک و کارتر و کورت والد هایم باید بدانند اما نسل جوان ایران نه !!!

  • پیشنهاد ۴) که آقای بنی صدر از گفتن آن خجالت دارد در خواست استرداد شاه سابق به ایران بود که همواره با عدم موافقت آمریکا و جوامع حقوق بشری روبرو میشد .

آخر مگر میشود کسی بگوید من به روند محاکمه ناعادلانه زندانیان در جمهوری اسلامی و حکمهای غیر انسانی دادگاه های انقلاب اعتراض دارم و بعد خواهان استرداد شاه به ایران و محاکمه عادلانه او بدست خلخالی و قدوسی باشد ؟؟

بنی صدر حتی به محاکمه شاه در دادگاه های بین المللی هم رضایت نمیدهد و حتمن میخواهد او به ایران بیاید و بدست عدل اسلامی خلخالی محاکمه شود !!

عکسهایی که در زیر میبینید بر گرفته از روزنامه انقلاب اسلامی آقای بنی صدر است که در ۳ بخش تقدیم به خوانندگان گرامی میشود .

تاریخ و مردم ایران بهترین قاضی ها هستند .

نه باید تاریخ را تحریف کرد و نه مردم را نامحرم بحساب آورد .

.

احمدی نژاد با حزب ولايت (رستاخيز سابق) آخرين ميخ را برتابوت ولايت کوبيد


تاريخ را که مرور کنيم زياد ميبينيم حکومتهايی که در واپسين سالهای عمرشان از موضع قدرت حرف ميزدند و سعی در توجيه نا بسامانی های داخلی و خارجی داشتند – اما اگر دوران قبل از انقلاب را با بعد از انقلاب مقايسه کنيم، در مييابيم ، زمانی که حزب رستاخيز تشکيل شد ، يعنی سال 1353 حکومت دارای اقتصادی تقريبا به سامان بود ، و نه از تحريمهای بين المللی و نه از نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی چنان که امروز شاهد آن هستيم خبری بود . اما همان حزب رستاخيز به سبب ادغام کردن همه احزاب در خود ، و منحل کردن احزاب، باعث تک قطبی شدن فضای سياسی جامعه شد و کودک دست پرورده حکومت گلوی پدر را دريد و عملا ريسمان دارش را بافت . اختلا ف درون حزب بلای جان حاکميت شد و به عنوان يکی از اصلی ترين عوامل داخلی برای سرنگونی حاکميت شناخته شد و کار به جايی رسيد که خود حکومت در سال 57 آنرا منحل کرد . ما جراجويی های احمدی نژاد هم امروز کار را به جا يی رسانيده که امروز با حکومتی رو به رو هستيم که از عدم مشروعيت خارجی و داخلی رنج ميبرد . تحريم ها و قعطنامه ها ، نقض حقوق بشر، مسدود شدن حسابهای بانکی ، از طرفی و از طرف ديگر عدم مشروعيت داخلی . به عنوان مثال : تخريب شدن چهره بسيج و سپاه در ميان مردم ، بوجود آمدن اپوزيسيونی بسيار قدرتمند موسوم به جنبش سبز، اختلا ف بين مجلس ودولت ، اعتصاب بازاريان ، دستگيری روزنامه نگران فيلمسازان و سران احزا ب ا عدامهای فله اي تجاوز و…. همه اينها نشانگر عدم توانايی حکومت در برابر مشکلات است . دراين ميان حرف های احمدی نژاد و تکرار گفته های 37 سال پيش شاه نه تنها از بار مشکلات نمی کاهد بل صد چندان بر آنها میافزايد . برای ايرانی که در زمان مشروطه قريب به 100 روزنامه و مجله آزاد داشته اينگونه خوابها ديدن نابخرديست . گفتند و نفهميدند، ميگوييم و نميفهمند . در در حکمومتی که فقط دولت حرف ميزند هيچ چيز را باور نتوان کرد . چه برسد به آنکه اين دولت نامشروع هم باشد . و اين آغازيست بر پايان جمهوری اسلامی ايران .