لمپن پرلتاریا کیست و نقش آن در سرکوب جنبش های آزادی خواهانه چیست ؟

نخست برای شناخت ماهیت لمپن پرلتاریا و بار معنایی آن در تعریف ادبیات سیاسی ، شاید لازم باشد اول تعریف هر واژه را به صورت جداگانه دریابیم . واژه پرلتاریا از واژه لاتین proles به معنای فرزند برگرفته شده است و به آن طبقه از جامعه اطلاق میشود که جز فرزند ثروت و دستمایه ای ندارد . در فرهنگنامه دهخدا لمپن به آن دسته از افرادی گفته میشود که از کلیه داشته های اجتماعى محرومند و عموما در شهرهای بزرگ زندگی میکنند و دارای شغلهای انگلی و غیر تولیدی یا غیر اخلاقی هستند . این دسته را غالبا بزهکاران ، دزدان ، جانیان ، چاقوکشان ، روسپیان و پا اندازها و ارازل و اوباش تشکیل میدهند . اما زمانی که این دو واژه در کنار هم قرار میگیرند ، با حفظ تمامی صفتهای فوق بار سیاسی را با خود حمل میکنند که بازیچه دست نیروهای راست افراطی ، بنیاد گرا و ارتجاع دینی است . و از آنها برای سیاهی لشکر و ساختن اجتماعات مصنوعى ، و سرکوب حرکات آزادی خواهانه و دموکراسی خواه استفاده میشود . بسیاری از آنها فاقد ایدولوژی مشترکند و در تنها چیزی که با هم اشتراک دارند مزدوریست . اکثر آنها از اخبار واقعی روز بیخبرند ، و چون همیشه باید مطيع و فرمانبردار باشند ، صرف در آنست که همیشه در طبقه فرودست مملکت باقی بمانند . حاکمیت و سرمایه حتی از آنها برای حرکات ضد ملی و ترور و اوباشی گری سودهای زیادی میبرد . به هنگام اعتصابات کارگری نقش اعتصاب شکن را بازی میکنند ، و به هنگام اعتراضات مردمی نقش سرکوبگر را . موارد زیادی را میتوان مثال زد که در طول تاریخ عمله زور بودند و مجری و فرمانبردار حکومتیان . در قبل از انقلاب ، شعبان بی مخ ، ملکه اعتضادی ، پروین غفاری ، ناصر جگرکی ، عباس خالدار و …. بعد از انقلاب ، خاله زهرا ، عباس فالانژ ، عباس خوشگوش ( قاتل فریدون فرخزاد ) ،  فریدون بویراحمدی ، محمد آزادی و علی وکیلی‌ راد ( قاتلین شاپور بختیار ) که هر ۳ اینها خط امامی و بسیجی بودند . و در همین اواخر سعيد تاجیک ( شخص هتاک به فائزه هاشمی ) . البته اینها گلچینی از هزاران هزار نفرست که توانستند تا به این اندازه پیش روند ، اغلب آنها در همان حد اعتصاب شکن ، باتوم زن ، بسیجی ، و لباس شخصی میمانند . البته نباید تصور کرد که هر فردی هرچقدر درمانده لپمن پرلتارییاست هر چقدر که مدت زمان بیکاری او طولانی باشد . این قشر واپسخورده ی اجتماع ، در سایه یک نظام دموکراتیک و مردم سالار که خواستهای اولیه هر انسانی اعم از امنیت شغلی و اجتماعى ، بیمه و خدمات درمانی و بیکاری را تضمین کند کم کم به حاشیه میرود و ماهیت خود را از دست میدهد . باید به این دسته از افراد آگاهی داد ، خبرهای صحیح را در اختیارشان گذاشت ، و به آینده امیدوارشان کرد .

Advertisements

درد دل یک بسیجی مخلص با مقام عظمای ولایت !

با سلام به محضر رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای . فرا رسیدن ایام ولنتاین را پیشاپیش به خدمت جنابعالی و خجسته خانوم تبریک عرض مینمایم . در این مدت یک سال و اندی که از عمر فتنه ی فراگیر سبز ملت ایران میگذرد ، این تمهیدات جنابعالی بود که توانستیم از آن دوزخ خود ساخته و کودتایی که در انتخابات کردیم سربلند از میدان خارج شویم . خود شما بهتر از من میدانید که اگر تجاوزات فی سبیل الله در کهریزک و به گلوله بستن فتنه گران ، با ماشین رد شدن از روی منافقان و کارناوالهای کیک و ساندیس نبود ، خدا میداند الان شما در کاخ کرملین روسیه سکنی گزیده بودید یا در اندرونی بشار اسد در سوریه . اما فرمایشات یک ساله جنابعالی مبنی بر نابودی فتنه و فتنه گران ، با آن چیزی که ما در خیابانها و محیط های مجازی و مراودات روزمره با ملت فتنه جو ایران داریم ، بسیار متغایر است . سران فتنه ، دوباره فتنه گران را دعوت به راهپیمایی مسالمت آمیز ، بر طبق اصل ۲۷ قانون اساسی ، در حمایت از مردم دموکراسی خواه فنتنه گر مصر کرده اند . ما اینها را با چشم های خود و با گوشهای خود میبینیم و میشنویم ، آقای من میزان نفرت مردم از شما و نظام ولایت کاملا مشهود است . اما خیالتان راحت ، ما که باور نمیکنیم . خود شما به ما یاد داده اید که در شما غرق شویم ، به نحوی ما را شستشوی مغزی کرده اید ، که تمام مزخرفات شما را به مانند وحی منزل قلمداد کنیم . اما اجازه دهید یک بار هم که شده ۹۹ درصد مغزمان را در اختیار شما بگذاریم ، و با ۱ درصد دیگر منطقی فکر کنیم . اگر آنچه را که شما در این یک ساله ، با پتک مذهب ، ترس از خدا و نماینده خدا و این جور چیزها در کله پوک ما فرو کرده اید حقیقت دارد ، و اگر رسانه های ما از بام تا شام حقیقت را به ما میگویند ، پس چرا از یک اقلیت فتنه گر می هراسیم ؟ خوب اجازه دهیم این تعداد ناچیز بیایند و راهپیمایی کنند . راستی آقا یک چیز دیگر ، چرا هر وقت این فتنه گران فراخوان میدهند ، شهر تهران بیشتر از سکنه اش ، مملو میشود از چماقدار ها و بسیجیان مخلص ؟ این همه ارازل برای یک مشت فتنه گر ؟ اصلا ولش کنید آقا . نمیدانم شاید امشب غذای سنگین خورده ام . باز شیطان در جلدم حلول کرده است ، فکر های شیطانی به ذهنم آمده است . شاید از یاد امام غافل شده ام . این نامه را هم پاره میکنم ، شاید انداختم در چاه جمکران نمیدانم . شب بخیر آقا ، شب بخیر .