اعلامیه تاریخی شاپور بختیار در مورد جنگ ایران و عراق

با مردگان خویش مروت کنید از آنک ، او نیست تا جواب شما را بیاورد " بهار "

باز خوانی تاریخ ( قسمت دوم )

.

متن اعلامیه :  در شرایط ناگوار و خطیری که ملت قهرمان ایران در حال مبارزه علیه حکومت سیاه و استبدادی خمینی است، تحریکات مستمر و مغرضانه رژیم روحانی نمایان در تحمیل حکومت خود از یک سو و دخالت در امور سایر کشورها از سوی دیگر به دولت عراق امکان داده است تا با استفاده از آشفتگی حاکم بر کشور به خاک میهن عزیز ما حمله ور گردد و مصیبت تازه ای برای مردم ستم دیده ایران ببار آورد. با درود فراوان به ارتش دلیر ایران که علیرغم همه نامردمیها و بی عدالتی های رژیم غاصب خمینی در برابر تجاوز بیگانه مردانه قد بر افراشته و جان بر کف از خاک وطن دفاع می کنند و همچنین با درود به مردم شجاع و از جان گذشته ایکه همدوش ارتش خود، در این جنگ میهنی شرکت نموده اند، آمادگی خود را، همانطور که قبلا هم اعلام داشته ام، جهت بکار بردن کلیه امکاناتی که در اختیار دارم به منظور دفاع از تمامیت ارضی و استقلال میهنم اعلام میدارد. دکتر شاپور بختیار – پاریس 21 مهرماه 1359

.

اعلامیه دکتر شاپور بختیار–پاریس 21 مهرماه 1359 مرغ توفان، صفحه 164

Advertisements

خاطره ای دردناک از دکتر شاپور بختیار درباره جریانات روشنفکر نمای انقلاب ۵۷

با مردگان خویش مروت کنید از آنک
او نیست تا جواب شما را بیاورد  » بهار «
.
بازخوانی تاریخ ( قسمت اول )
.
سؤال : هنگامی که شما نخست وزیر شدید ، تا چه اندازه از زد و بند ها و فعل و انفعالات نوفل لوشاتو خبر داشتید ؟
.
دکتر بختیار : من مامور اطلاعاتی در نوفل لوشاتو نداشتم ولی میدانم که عده زیادی از ایرانیها ، عده ای دانشجو و عده ای از کسانی که دگرگونی میخواستند و در وجود خمینی بدلیل اینکه این آدم سالیان دراز تبعيد شده بود ، یک قسم نقطه اتکا پیدا کرده بودند . کسانی هم برای کنجکاوی میآمدند و ایشان را میدیدند ، من تقریبا تا یک ماه قبل از آن حتی صدای او را نشنیده بودم یعنی هیچ نواری از او نشنیده بودم .
.
اما اگر درد را بخواهید ، نوفل لوشاتو نبود . افرادی بودند که میآمدند آنجا ، یک عده برای اینکه خودنمایی کنند و عده ای هم میآمدند که بگویند در این جریانات خدمت امام رسیدیم ، که اگر کارش گرفت از این نمد کلاهی ببرند .
.
ولی در این میان آن دسته که بيعتشان با خمینی واقعا بزرگترین خیانت به ملت ایران بود ، دسته ای است که به روشنفکر معروف بودند . لفظ خیانت را استفاده میکنم ، چون باور دارم خیانت از آن روشنفکرانی بود که تشخیص ندادند و صلاحيت این تشخیص را داشتند ، که وقتی انسان طرفدار دموکراسی و آزادی و دانش شد ، وقتی خواست مملکت را از دیکتاتوری و از متحجر بودن بیرون بکشد ، نباید دست به دامن آخوند بزند .
.
روزی ۳۲ استاد دانشگاه ، که حالا یا پاکسازی شده اند یا در زندان هستند یا منفصل از کار هستند ، در کتابخانه خود من جمع شده بودند . ۳۰ نفر آنها موافق دخالت خمینی در امور سیاسی بودند و تنها ۲ نفر مخالف !!
.
این مساله را کوچک نگیرید . آن افرادی که عامى بودند و تربیت سیاسی نداشتند گناهی نکردند . گناهکار آن افرادی بودند که وظیفه و وسیله داشتند مردم را روشن بکنند و نکردند . حکومت شاه بد بود ؟ مسلما بد بود . قانون زیر پا گذاشته میشد ؟ مسلما اینطور بود . باید یک دگرگونی در مملکت میشد ؟ مسلما میبایست میشد . اما نه دفع بد به بدتر !
.
.
شاپور بختیار سی و هفت روز پس از ۳۷ سال ، ص ۳۲

سرلشگران بی لشگر درخواست مجوز کردند اما ، شریعتمداری جواب بچه مکتبی ها را چه خواهد داد ؟

بر طبق نظر آقای شریعتمداری مردم خداجوی و شهیدپرور همیشه در صحنه ، پشت انقلاب و خامنه ای قرار دارند ، و از موسوی و کروبی با عنوان منافق و سران فتنه یاد میکنند . و اینگونه به مردم تلقین مکند که بهترین زندانها برای آنها زندان اجتماع است . روز ۲۵ بهمن فرصت مناسبی است که رویاهای آقای شریعتمداری و شرکا به واقعیت تبدیل شود . اما آیا حاکمیت به آنچه خود هر روز از بام تا شام در رسانه ها و روزنامه ها و اخبار به مردم میگوید ، باور دارد ؟ آیا نه اینست که خود میداند هر روز که از حیات این رژیم میگذرد میزان نفرت مردم از حکومت و دولت نامشروع برآمده از آن بیشتر میشود ؟ مگر نه اینست که این حرفها را برای جمع کردن نیروهای مضمحل و در حال ریزش خود میگوید ؟ این شیوه پروپاگانداها و عوام فریبی ها در جهان  نوین ماهیت خود را از دست داده است . با این فراخوان موسوی و کروبی حاکمیت نتیجه این همه تبلیغات مسموم علیہ جنبش سبز و یاران آنرا ۲ بر ۰ ، در خانه واگذار کرد . اگر مجوز بدهد ، باز هم حماسه ای دیگر و حضور میلیونی مردمی که چشم جهانیان را خیره خواهد کرد و تیتر اول خبرگزاری ها و رسانه های جهان خواهد شد . اما اگر ندهد ؟ جواب بسیجیان یا به قول شریعتمداری بچه مکتبی ها را چه خواهد داد ؟ اگر خوب دقت کنیم هر دو فرضیه باخت حاکمیت را در پی دارد . ریزش حکومت و رویش جنبش . تظاهرات مردم مصر و تونس برعلیه دیکتاتوری این روح را در رگهای جنبش دمیده ، و روحیه همگان را دوچندان کرده است ، بر ماست که از این فرصتهایی که در پیش رویمان است نهایت استفاده را بکنیم ، همه با هم با هر گونه اندیشه و مرام از فراخوان ۲۵ بهمن حمایت کنیم ، و در هر جای دنیا که هستیم متحد و یک پارچه صدای مرگ دیکتاتوری را به جهانیان برسانیم ، سرنوشت هیچ ملتی تغییر نخواهد کرد ، مگر آنکه آن ملت خود آنرا تغییر دهد .