آخوند کمونیست !

 

شایع شده بود که اوایل انقلاب آخوندی در مسجدی معرکه گرفته بود و در نهی کمونیست ها اینگونه میگفت که » کمن یعنی خدا » و » نیست هم یعنی نیست » خدا نیست .

گویا در همان دوران یا کمی قبل تر کمونیستی در آلمان  پای صحبت آخوندی میرفت و میخندید . پرسیدند کجا میروی ؟ میگفت میرم آخوند ببینم و بخندم ، برای خودش کلی تفریحه .

ساعت ۱۱ شب گریه  میکرد که منبر را ادامه دهند . تا ساعت ۲ شب آخوند بهشتی حرف میزد و از آن پس این جناب کمونیست قصه پایه ثابت همه سخنرانی ها بود .

امروز خبری در سایتهای معاند نظام جمهوری کمونیستی اسلامی پخش شد با این عنوان که : رهبر خود خوانده شیعیان جهان هم در دوران جوانی در شوروی کمونیستی تحصیلکرده و گویا با تعداد زیادی از اراذل و اوباش روس و غیر روس هم دمخور بوده است . محسن سازگارا هم چند سال پیش از ارتباط خامنه ای و سرسپردگی او به روسیه پرده برداشته بود .

بدبخت آن بسجی ها و بچه آخوند ها و مکلا ها که یک عمر سر به آستان یک بی کمن ( بی خدا ) میکوفتند و زار زار گریه میکردند و نعلینش را می لیسیدند !

نماز جمعه هفته آینده به امامت رهبر کمونیست شیعیان جهان سید علی خامنه ای اقامه خواهد شد .

خطبه اول در ارتباط با نظریات مارکس و الگو گرفتن او از امام حسین و حماسه کربلا

خطبه دوم نقش جامعه  با طبقه ی بدون توحیدی در ایران امروز .

Advertisements

تیغ اره ای که به رهبری فرو شد

بعد از پروژه آخوندی – روسی کودتای ۸۸ توپ همچنان در زمین نایب ولی عصر در گردش است و انگشت تمامی اتهامات و تجاوزات و قتلها و زندانها به سوی سید علی خامنه ای و ولیعهد ناخلفش مجتبی نشانه گرفته شده است . احمدی نژاد هم تا به اینجای کار از این فرصت استفاده لازم را برده و از طرفی در بی ثبات سازی جایگاه وی کوشش میکند و از طرف دیگر خود را به عنوان منجی و نگاهدارنده تاج و تخت آغشته بخون خامنه ای میداند .

.
امروز هم که کیک سرنگونی به تنبان ولایت افتاده است احمدی نژاد سعی داشت که آخرین سنگر ولی فقیه در دولت را هم فتح کرده و بیرق پیروزی را بر در آن سرا نیز بکوبد ، که با حکم حکومتی خامنه ای مواجه شد . حکم حکومتی آخرین آس در دست دیکتاتور بود که البته روی یازده فرونشست و ریش آقا را سوزانید ! از هر طرفی که به موضوع نگاه کنیم استفاده از حکم حکومتی چندان باب میل او نبود ، او نمیخواهد تضاد ولایت و دولت در نزد مردم قابل رویت باشد ، او نمی خواهد که طرفدارانش آن چیز را که ۳۰ سال است از رادیو ها و تلویزیون های بیگانه شنیدند ، به صورت علنی مشاهده کنند . به همین خاطر در سخنرانی بعد از ابقای مصلحی در وزارت اطلاعات ، چندین بار خود را حقیر خواند و بارها اعلام کرد که در نظام وظایف تعیین شده است و هر کسی کار خودش را انجام میدهد ، و فقط در بعضی موارد رهبری دخالت میکند . البته همه میداند که نصب و عزل وزرا بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی از اختیارات رییس جمهور است و دخالت رهبری یعنی تجاوز به قانون اساسی ! حال شاید بهتر بتوان فهمید که چرا حتی شعار اجرای بی تنازل قانون اساسی از طرف او با مشت و گلوله و حصر خانگی روبروست .
.
و اما احمدی نژاد دوباره این فرصت را پیدا کرد که تمامی ناکارمدی دولت ، پروژه شکست خورده یارانه ها و صد ها مورد دیگر را به رهبری نسبت دهد و همچنان به خیال خود از مرکز بحران بدور باشد . پس تا به اینجای کار احمدی نژاد پیروز میدان بود . برکناری ۳ وزیر هم دقیقن بعد از حکم حکومتی نوشاندن جام زهر به ولایت بود ، یا به تعبیر دیگر تیغ اره ای که به او فرو شد . چه داخل برود و چه خارج حکمش کاملا معلوم است .
.
رهبری دو راه بیشتر ندارد .
۱) حکم حکومتی دوم یا به عبارتی دخالت مکرر در قانون اساسی که اگر چنین باشد کم هوش ترین انسانها یعنی طرفداران ولایت هم خواهند فهمید که شکاف بین رهبری و دولت با این ماله کشی ها پر شدنی نیست . و نایب امام زمانی که شام را از بهشت برایش میآورند چطور نسنجیده بعد از کودتا مهر تایید خود را بر پیشانی احمدی نژاد کوبیده است . آیا مردم از خود نمیپرسند که این چه رابطه ای است که در طول ۱۰ روز نیاز به دو حکم حکومتی دارد ؟
.
۲) سکوت در برابر احمدی نژاد یا به عبارتی قبول شکست و پیروزی احمدی نژاد . یعنی قدرت گرفتن احمدینژاد و بی آبرویی برای خامنه ای حتی در بین خواص بی بصیرت !
.
نه تنها خامنه ای بلکه کمتر سیاستمداری پیش بینی میکرد که کودک سر راهی جمهوری اسلامی ( احمدی نژاد ) تا بدانجا پیش رود که رسوایی نظام را نقل کوچه بازار کرده و آنچنان بی عصمتش کند که دیگر امیدی به آینده اش هم نباشد . حال خامنه ای هر چه میخواهد مردم را به بوق های تبلیغاتی و ایادی استکبار جهانی حواله دهد ، غافل از این که بوق همان احمدی است که رسوایی ولایت را از سر تنگ داخل کرده و از سر گشادش خارج میکند !

تلگراف امام راحل از دوزخ به علی خامنه ای !

علی جان ، نور دیده سلام .

بدون مقدمه میروم سر اصل مطلب . باید قول بدهی که از محتوای این پیام غیر از خودت هیچ احد الناسی بویی نبرد ، این به نفع هر دویمان است . علی جان خود بهتر از ما میدانی که حفظ نظام از اوجب واجبات است . نهال اسلام خون میخواهد ، و باغبان این نهال امروز تو هستی . به هیچ وجه برای جنایتها و قتلهایی که کرده ای ذره ای وحشت بدلت راه نده ، در زمان من هم اوضاع همین بود . منتها شرایطش فرق میکرد ، البته من این را خوب میدانم که امت حافظه تاریخی قوی ندارد ، زود فراموش میکند . علی جان در آن زمانها واجب بود که جنگ را کش بدهیم ، جنگ برای ما نعمت بود . از این راه بود که ما توانستیم حواس امت را پرت کنیم ، اگر جنگ نبود ، پس ما چگونه میتوانستیم وعده های آبادانی و گاز و برق و نفت و اتوبوس مجانی را ماست مالی کنیم ؟ اگر آن کلیدها که به گردن بچه های دوازده ، سیزده ساله میانداختیم نبود ، چگونه میتوانستیم زندانیان عقیدتی را قتل و عام کنیم ؟ خیلی از همان اعدامی ها همانهایی بودند که قبل از انقلاب بهشان وعده داده بودیم که در ابراز عقیده آزادند ، لکن ما خود از اول میدانستیم که مهمل میگوییم ، آنها هم این آخر کاری ها فهمیده بودند ، برای همین باید قتل و عام میشدند .

علی جان ، تا میتوانید چهره من را تطهیر کنید ، این به سود هر دویمان است . لکن ترفند خوبی هم هست ، با این کار میتوانید در تاریخ به ثبت برسانید که به راستی دوران من طلایی بوده است . همیشه هم عده ای از امت هستند که ، دیگران را در برابر جنایات مخوف دوران من وادار به سکوت کنند . اینها به صورت ندانسته دارند تمامی نیروهای برانداز را به این باور میرسانند که ، دوران من طلایی بوده و اگر کسی هم غیر این را بگوید وادار به سکوت میشود . این خود نعمتی است بالاتر از جنگ قدرشان را بدان . تو هم خیالت راحت باشد ، میدانم که دست تو هم کمتر از من به خون آلوده نیست ، لکن چند سالی که بگذرد امت فراموش میکنند ، همانطور که تپه های اوین ، دیزل آباد ، کرمانشاه ، کردستان ، وکیل آباد ، پشت بام مدرسه علوی ، قتل و عام ۶۰ تا ۶۷ را فراموش کردند . فقط کافی است که ۱۰ سال بگذرد ، تصور کن ۱۰ سال بعد اگر دوباره انقلابی رخ دهد و کسی بخواهد از کهریزک و تجاوزات آن بگوید ، باز هم توسط امت آینده به سکوت محکوم میشود . و این چرخه همچنان ادامه دارد . قدر این امت را بدان علی جان که در دنیا لنگه ندارد .

راستی ! این صادق خلخالی ملعون هم اینجاست . بی صاحب زمانی که رو بمرگ بود و کرم و انگل تمامی بدنش را گرفته بود ، وصیت کرد که تمامی فتواهای قتل و حکمهای اعدامی را که من به او داده ام ، در کفنش بگذارند ، تا بلکه بتواند ، از نکیر و منکر و حساب کتاب این دنیا در امان باشد . از همان موقع تا امروز ، تکه کاغذی بدست گرفته و دور دوزخ دنبال من میچرخد تا از من امضاء بگیرد . لکن خیالت راحت من به گردن نمیگیرم ، تو هم به گردن نگیر ، به گردن منافقها بینداز ، ضد انقلابها .

علی جان ، اینجا در کنار خودم برایت جایی تدارک دیده ام که وقتی آمدی در دوزخ کف خواب نباشی ، هر چه نباشد ، ولا به صورت جعلی ، اما امام امت بوده ای ، خیلی بد میشود که خلخالی تخت داشته باشد ، لکن تو روی زمین باشی . مواظب این نوه ما هم باش ، البته امت خودشان هوایش را دارند ، پسر آن محمد رضا را به خاطر پدرش روزی هزار بار به زیر اخیه میکشند و میگویند که از کارهای پدرت براعت کن اما حسن جان من را کاری ندارند . دیگر برو ، میدانم در حال توطئه عليه امت هستی . باز هم تاکید میکنم اول جان نظام و دوم هم باز جان نظام .

خداوند مدینه نگهدارت باشد پسرم .

آیت الله خامنه ای هم به جمع فتنه گران پیوست !

سید علی خامنه ای در نطقی که بمناسبت فرارسیدن نوروز در ضرغامی تی وی پخش شد ، ملت ایران را به جهاد بر عليه اقتصاد کشورا فراخواند . در همین راستا کیهان شریعتمداری در سرمقاله امروز خود ، خامنه ای را فتنگر نامیده و اینگونه تحلیل میکند که : در شرایط حساس کنونی که تمامی چرخهای حکومت از کار ایستاده و بیش از هر زمانی میزان فساد اقتصادی و دولتی ، بیکاری و بی عاری در مملکت موج میزند ، و نظر به اینکه یازده میلیارد دلار از درآمد نفتی ناپدید شده است و دولت ور شکسته احمدینژاد در تمامی ابعاد داخلی و خارجی همچون زورقی شکسته دستخوش طوفانهای متلاطم است ، از آن مقام شامخ رهبری عاجزانه استدعا دارم از حرفهای فتنه انگیز خودداری نماید . شریعتمداری آیت الله خامنه ای را به بصیرت بیشتر دعوت میکند و ادامه میدهد که آن حضرت از تمامی حرفهای نفاق انگیز که مستقیم یا غیر مستقیم با سفره خالی ملت سرو کار دارد اکیدا خودداری نمایند . او در ادامه فتوای جهاد خامنه ای را به باد انتقاد میگیرد و اینگونه مینویسد که ای کاش در برابر سیاستهای غلط حاکمیت حکم جهاد نمیدادید و به همان شعار سال گذشته مبنی بر تلاش و کار مضاعف بسنده میکردید . لازم به ذکر است که تحلیلگران اصولگرا هم این فتوای خامنه ای را دلیل بی بصیرتی او دانسته و پیشبینی کرده اند ، اولین جرقه اعتراضات مردمی در سال ۱۳۹۰ به دست خامنه ای زده شده است .

هشدار ! مواظب باشیم جمهوری اسلامی دوم را به اسم آزادی و دموکراسی به ریشمان نبندند !

الحق بهر فاطی خوب تنبان ساختی

صحبت های آقای عطا الله مهاجرانی ، فارغ از پراکنده گویی و استدلالهای بی اساس که پایه در دوران طلایی داشت ، حامل پیامی بسیار روشن و مهم بود . نباید بیتفاوت از کنارش گذشت . به عنوان مثال شما مادری را متصور شوید که با هزار امید و آرزو کودکی را ۹ ماه در شکم حمل میکند . وقتی به دنیا می آید ، با چه شور و هیجانی او را در آغوش میکشد . از همان ابتدا آرزو میکند که فرزندش یا دکتر شود و یا مهندس . به تنها چیزی که فکر نمیکند اینست که احتمال دارد همین کودک روزی که بزرگ شود ، خون هزاران هزار انسان بیگناه را بریزد . یک بچه هرچقدر هم که قاتل باشد برای مادر اولاد است و دوست داشتنی است . پدر و مادرش با مريضيش مريض ، و از مرگش سوگوار میشوند . چه کسی میتواند بگوید زمانی که خفاش شب را به دار میزدند ، مادرش خوشحال بود ؟؟ یا زمانی که سعید حنایی را میکشتند ، مادرش بساط عیش و عشرت به پا کرده بود ؟؟ هر دو این مادران در آن لحظه به تنها چیزی که فکر نمیکردند ، جنایتکار بودن فرزندانشان بود . این حکایت در واقع برای کسانی که خود را از بنیانگزاران این نظام و متولیان او میدانند به همان اندازه صادق است . از اضمحلالش ناخشنود میشوند و تا آخرین لحظه میکوشند که فرزند را هرچقدر هم که جانی و آدم کش اصلاح کنند . اما آن چیزی که برای ما مهم است نه سخنان آقای مهاجرانی است ، و نه طراحان اپوزیسیون های جعلی . برای ما فصل اللخطاب سخنان راهبران جنبش ، آقایان موسوی و کروبی است . آنان خود به خوبی در یافته اند که مردم از این نظام عبور کرده اند و خواهان برقراری یک نظام سکولار ، عقلانی و انسانی بر مبنای حقوق و موازین بشری هستند . روز ۲۵ بهمن ماه گواه این مدعاست . بعد از حماسه ۲۵ بهمن و شعارهای ساختار شکن بر عليه اصل ولایت مطلقه فقیه و نفی دیکتاتوری ، آقایان موسوی و کروبی از مردم قدردانی کردند و آنرا حرکتی عظیم برای جنبش دانستند . این دقیقا همان چیزیست که آقای مهاجرانی سعی در ماست مالی کردن آن دارد . و حال که ولایت بیش از همیشه در جایگاه ضعف و انحطاط است ، تلاش میکند که خاک در چشم عروس زیبای حقیقت بپاشد یا اینکه از دور سنگ به طرف ماه پرتاب کند ! از طرف دیگر بعد از ۲۵ بهمن ماه سخنگویان موسوی و کروبی ، آقایان اردشیر امیر ارجمند و مجتبی واحدی و تشکیلات راه سبز امید از مردم خواستند که برای ۱ اسفند به خیابانها بیایند . یعنی آنها شعارهای ساختار شکن مردم را در ۲۵ بهمن نشنیده بودند ؟؟ چرا شنیده بودند . به نظر من موسوی و کروبی تا به این لحظه بر همان عهدی که با مردم بستند ایستاده اند و حاکمیت را هر چه که باشد حق مردم میدانند و این بسیار جای خرسندی است . اصل برای ما اینست که رهبرانی داریم که در کنار مردمند . و تا به اینجا نشان داده اند شایستگی راهبری جنبش را دارند . در برنامه پارازیت آقای دباشی حرف بسیار زیبایی زد . او گفت : در این ۳۲ سال گذشته جمهوری اسلامی اوپوزیسیون هایی به وجود آورده است که هماند خود او فکر میکنند . باید گوشها را تیز و چشمها را باز کرد . نکند که بجای آزادی و دموکراسی ، انقلاب اسلامی دومی را به ریشمان ببندند !   طبيباني كه در بالين مايند / به عزرائيل دلآلي نمايند / طبيبان وطن زين ساز و اين برگ / نمي‌سازند معجوني بجز مرگ .

برگی از خاطرات سلطان خیابان پاستور !

درد دل با خجسته خانوم : در حالی که از فرط کسالت ،تاب و توان برایمان نمانده بود ، خجسته خانوم را صدا کردیم تا روی بواسيرمان ضمادی بمالد ، و در همان حال با او اختلاطی هم کرده باشیم ، مگر از آن برزخ بیرون بیاییم . بعد از فتنه سبز خیلی منزوی شده ام ، البته اصولا آدم گوشه گیری هستم . فکرش را هم نمیشود کرد که سلطان باشی اما بر ملک خود که هیچ ، بر بارگاه خود هم مسلط نباشی ، و همه چیز را طبق برنامه ای مشخص ، به دستت بدهند و تو هم مجبور باشی طوطى وار آنها را نطق کنی . سرنوشتم بسیار شباهتی خاص به سریال سلطان و شبان پیدا کرده است . میدانم که این قضا و قدر الهی است ، در طالع من چنین آمده که به دست امتم سرنگون خواهم شد . اما اگر میشد بدلی پیدا کنم مثلا چوپانی که بیاید و چند صباحی بر اریکه سطنت تکیه زند و به جای ما نابود گردد ، یا فرار کند به مسکو . حوزه علمیه هم که پایگاه اصلی قدرت و مشروعیت ماست از دستمان خارج شده ، کسی برای هارت و پورت ما تره هم خورد نمیکند ، حتی به دست بوسی ما هم نمیآیند . حق هم دارند ، آخر کسی حرف یک آیت الله تقلبی را که باور نمیکند . هر کاری که میکنم تا مقدمات ولایت عهدی آقا مجتبی را آمده کنم ، و بعد از خودم تاج را بر کله پوک او گذارم نمیشود ، مراجع زیر بار این ننگ نمیروند . ما اصولا برای سلطنت زاده نشده بودیم . دست قضا بر کمرمان زد و با ماتحت به خمره ی عسلمان انداخت . اگر میدانستیم حداقل به مانند خدا بیامرز پیشین که به چندین زبان تکلم میکرد و هر چه که بود از پرستیژ بالایی برخوردار بود ، تقلید میکردیم . به جای آنکه مجتبی را به قم بفرستیم و او را وادار به خواندن مهملاتی که خودمان از همان اولین منبر که در مشهد رفته بودیم به آنها کافر شده بودیم ، میفرستادیمش در کالج های سوییس و فرانسه و با اوصول مملکت داری نوین آشنایش میکردیم . اه که اگر این فتنه فراگیر نبود ، این آرزوها را برای نوه یمان داشتیم ، آقا باقر . قصد داشتیم سلطنت را در خانواده حسینی خامنه موروثی کنیم . اما حیف که این امت ناسپاس همین امروز و فردا ، دودمان سلطنتمان را بر باد خواهد داد . خجسته کجایی ؟ قرار شد تو ضماد بمالی و گوش کنی ، نه اینکه خر خر کنی ضعيڣه پاشو سر جایت بخواب پاشو .

درد دل یک بسیجی مخلص با مقام عظمای ولایت !

با سلام به محضر رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای . فرا رسیدن ایام ولنتاین را پیشاپیش به خدمت جنابعالی و خجسته خانوم تبریک عرض مینمایم . در این مدت یک سال و اندی که از عمر فتنه ی فراگیر سبز ملت ایران میگذرد ، این تمهیدات جنابعالی بود که توانستیم از آن دوزخ خود ساخته و کودتایی که در انتخابات کردیم سربلند از میدان خارج شویم . خود شما بهتر از من میدانید که اگر تجاوزات فی سبیل الله در کهریزک و به گلوله بستن فتنه گران ، با ماشین رد شدن از روی منافقان و کارناوالهای کیک و ساندیس نبود ، خدا میداند الان شما در کاخ کرملین روسیه سکنی گزیده بودید یا در اندرونی بشار اسد در سوریه . اما فرمایشات یک ساله جنابعالی مبنی بر نابودی فتنه و فتنه گران ، با آن چیزی که ما در خیابانها و محیط های مجازی و مراودات روزمره با ملت فتنه جو ایران داریم ، بسیار متغایر است . سران فتنه ، دوباره فتنه گران را دعوت به راهپیمایی مسالمت آمیز ، بر طبق اصل ۲۷ قانون اساسی ، در حمایت از مردم دموکراسی خواه فنتنه گر مصر کرده اند . ما اینها را با چشم های خود و با گوشهای خود میبینیم و میشنویم ، آقای من میزان نفرت مردم از شما و نظام ولایت کاملا مشهود است . اما خیالتان راحت ، ما که باور نمیکنیم . خود شما به ما یاد داده اید که در شما غرق شویم ، به نحوی ما را شستشوی مغزی کرده اید ، که تمام مزخرفات شما را به مانند وحی منزل قلمداد کنیم . اما اجازه دهید یک بار هم که شده ۹۹ درصد مغزمان را در اختیار شما بگذاریم ، و با ۱ درصد دیگر منطقی فکر کنیم . اگر آنچه را که شما در این یک ساله ، با پتک مذهب ، ترس از خدا و نماینده خدا و این جور چیزها در کله پوک ما فرو کرده اید حقیقت دارد ، و اگر رسانه های ما از بام تا شام حقیقت را به ما میگویند ، پس چرا از یک اقلیت فتنه گر می هراسیم ؟ خوب اجازه دهیم این تعداد ناچیز بیایند و راهپیمایی کنند . راستی آقا یک چیز دیگر ، چرا هر وقت این فتنه گران فراخوان میدهند ، شهر تهران بیشتر از سکنه اش ، مملو میشود از چماقدار ها و بسیجیان مخلص ؟ این همه ارازل برای یک مشت فتنه گر ؟ اصلا ولش کنید آقا . نمیدانم شاید امشب غذای سنگین خورده ام . باز شیطان در جلدم حلول کرده است ، فکر های شیطانی به ذهنم آمده است . شاید از یاد امام غافل شده ام . این نامه را هم پاره میکنم ، شاید انداختم در چاه جمکران نمیدانم . شب بخیر آقا ، شب بخیر .